الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

127

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

جلوه مىكند . فسبحان الّذى جعل هذا النّظام الحكيم الدّقيق و اتقنه و احكمه . برهان تغيير و خلق و حدوث و فعل پيش از اين در مقدّمهء فصل حاضر ، اين برهان شرح داده شد و در اينجا اجمالًا با بيانات ذيل تقرير مىشود : تقرير اوّل : عالم با تمام مواد و صوَر گوناگون و حوادث آن از وزش باد و باران و . . . در فعل و كار است و هر كار و فعلى ، فاعلى دارد ، پس عالم نيز فاعلى دارد . امّا كبراى دليل كه هر فعلى ، فاعلى دارد ضرورى و بديهى است و فعل و كار بدون فاعل تصوّر نمىشود ، نظير ابوّت و بنوّت ، فوقيّت و تحتيّت ، نوشته و نويسنده ، دوخته و دوزنده . صغراى دليل نيز بديهى است ، مثل فعل بودن كتاب و نوشته و ماشين و بنا و . . . و چنان كه شك در فعل بودن كتاب و نوشته و صنعت جايز نيست شك در فعل بودن جهان و پديده‌هاى مرتبط و منظّم آن نيز جايز نمىباشد . و ممكن است جملهء آغازين خطبهء 107 نيز اشاره به اين وجه باشد كه مىفرمايد : « الحَمدُ لِلَّهِ المُتَجَلّى لِخَلقِه بِخَلقِه » يعنى « سپاس خداى را كه از براى خلقش به خلقش تجلّى كرد » . اگر مراد از خلق دوّم به معنى مصدرى باشد و خلق اوّل به معنى اسم مصدرى ، و اشاره به مخلوقات و اشياءِ خلق‌شده باشد ، معنا اين مىشود كه حمد ، مختصّ خدايى است كه ظاهر شد از براى مخلوقاتش با آفرينش همان مخلوقاتش . و اگر مرجع ضمير در « بخلقه » ، خلق و مرجع آن « اللَّه » باشد ، معنا اين است كه : « سپاس خداى راست كه تجلّى كرد از